تبليغاتX
کلامی که از دل برآید بردل نشیند

کلامی که از دل برآید بردل نشیند




السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)



rose divider
rose divider




این آفتاب مشرقی بی کسوف را
ای ماه! سجده آر و بسوزان خسوف را


"لاتقربوا الصلاة" مخوان و به هم مزن
این مستی به هم زده نظم صفوف را

 
نقاره‌ها به رقص کشاند اهل زهد را
شاعر نمود وصف تو هر فیلسوف را

 
می‌ترسم از صفای حرم باخبر شود
حاجی و نیمه‌کاره گذارد وقوف را


این واژه‌ها کم‌اند برای سرودنت
باید خودم بچینم از نو حروف را


روح‌ القدس! بیا نفسی شاعری کنیم
خورشید چشم‌های امام رئوف را



شعر از: محمد مهدی سیار





http://www.gigaimage.com/images/uerwuciya32m4qz88gm.jpg


 
 
عشق حقیقی:


داستان کوتاه: آخرین لبخند پروانه

از منظر دین،خداوند کمال محض، جمال مطلق، دارای برترین وصفها، مبدأ عشق، اولین عاشق و الهام کننده عشق است. همه هستی آیت، نشانه و مظهر اویند; از او سرچشمه گرفته، به سوی او روان هستند. آدمی کمال جو و زیبایی طلب بوده، حقیقتش از روح خدا است، از آن منزل نزول کرده و به سوی او باز خواهد گشت، انسان دارای روحی است که ظهور و جلوه تام صفات حق است. عشق حقیقی عبارت است از "قرار گرفتن موجودی کمال جو (انسان) در جاذبه کمال مطلق (خداوند متعال ); پروردگاری جمیل مطلق، بی نیاز، یگانه، دانای اسرار، توانا، قاهر و معشوقی که همه رو به سوی او دارند و او را می‌طلبند."


بنابراین عشق حقیقی تنها عشق به خدا است، زیرا هر چیزی غیر او زایل شدنی و از بین رفتنی و دارای عیب و نقص است؛ بنابراین هر چیز غیر او نمی‌توان معشوق واقعی باشد اولا چون ناقص است و کمال مطلق نیست، در حالی که در عشق، معشوق هیچ عیب و نقص ندارد. ثانیا هر چیز غیر او زوال پذیر است و عارفان گفته‌اند: آنچه که نپاید، دلبستگی را نشاید. همانند داستان حضرت ابراهیم علیه‌السلام که فرمود: انی لا احب الافلین. آن چیز که افول و غروب می‌کند و از بین می‌رود، دوست نمی‌دارم. پس باید عشق پایدار و جاودانه باشد و آن عشق به خدا است که همیشگی و پایدار است و البته در سایه این عشق، عشق به مظاهر جمال و زیبایی او، مانند زن و فرزند و گل و درخت و طبیعت و... معنا می‌یابد.


به جهان خرم از آنم که جهان خرم از او است عاشقم بر همه عالم که همه عالم از او است.





در پایان برخی از نشانه های عشق انسان به خدا را ذکر می‌کنیم:


- خدا را بر همه‌ی محبوب های دیگر ترجیح دهد;

- در باطن و ظاهر مطیع خدا باشد;

- در همه‌ی امور موافق او باشد;

-خواسه او را بر خواسته خود مقدم می‌دارد؛

- اولیای خدا را به خاطر او دوست بدارد;

- هر چیزی را در برابر عشق به خداوند حقیر شمارد;

- همه‌ی اوقات , مستغرق ذکر خدا باشد;

- آسایش و آرامشش در قرب او باشد;

- از حضرت حق راضی و خشنود باشد;

- به کلام محبوب (قرآن) عشق ورزد;

- با مال و جان در راه محبوب مجاهده کند;

- بر خلوت و مناجات با محبوب , حریص باشد;

- عبادت برای او آسان و لذت بخش باشد;

- همه‌ی بندگان مطیع وی را دوست بدارد و بر همه رحیم و مشفق باشد و کافران و عاصیان را دشمن بدارد.

 

اذکار آسمانی و نتایج آن



 

اذکار آسمانی


در روایات ذکر شده که هفت پیغمبر، هفت کلمه گفتند و هر یک به سعادتی رسیدند. که عبارتند از:


1. حضرت آدم(علیه‎السلام) گفت: «الحمدالله»، فرمان رسید که «یرحمک ربک»


2. حضرت نوح(علیه‎السلام) گفت: «بسم الله»، حق او را از طوفان نجات داد .


3. حضرت ابراهیم(علیه‎السلام) گفت: «حسبی الله»، حق او را از آتش نمرود نگاه داشت .


4. حضرت اسماعیل(علیه‎السلام) گفت: «ان شاء الله»، از بریده شدن گلو نجات یافت .


5. حضرت موسی(علیه‎السلام) گفت: «لا حول ولا قوة الا بالله»، از شرّ فرعون رهایی یافت .


6. حضرت یونس(علیه‎السلام) گفت:«لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین»، از شکم ماهی آزاد شد .


7 . و حضرت رسول اکرم محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) صاحب اسم سلام و ذکر سلام بود، «سلام قولا من رب رحیم» که در معراج خطاب آمد «السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته» که صاحب شفاعت کلی شد .

 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی (ع)

2q01w6x.gif



 

حاكم نیشابوری به سند خود از ابوحبیب نقل می‌كند: روزی رسول الله را در خواب ـ در منزلی كه حجاج در آن اتراق می‌كنند ـ دیدم. به ایشان سلام كردم. نزد ایشان ظرفی از خرما بود. ایشان به من هیجده خرما دادند و من خوردم. پس از پایدار شدن مزه خرما در دهانم، آرزو می‌كردم ای کاش دوباره از آن می خوردم! پس از بیست روز، ابوالحسن علی بن موسی الرضا از مدینه به مكه آمد و در همان مكان اقامت كرد و مردم برای دیدار وی شتافتند. من نیز به آنجا رفتم و دیدم ایشان در همان جایی كه پیامبر را در خواب دیدم، نشسته است؛ در حالی كه ظرفی پر از خرما نزد او بود. به امام سلام كردم و ایشان مرا نزد خود فراخواند و مشتی از خرما به همان مقداری كه پیامبر در خواب به من عطا فرموده بود، به من داد. به ایشان عرض كردم: می شود زیادتر خرما بدهید؟ امام فرمود: اگر رسول الله زیادتر می‌داد، من هم به تو زیادتر می‌دادم!

 

سوره یاسین


سوره «یس» سی و ششمین سوره قرآن مجید است؛ سورهای مکی که با حروف پررمز و راز یس آغاز میشود. 

به عقیده بعضی مفسران، در اینجا روی سخن با پیامبر گرامی اسلام(ص) است و خداوند آن وجود گرانمایه را با این نام پراسرار مخاطب میسازد كه «هان ای پیامبر!  به قرآن حكمت آموز سوگند كه تو از جمله پیامبرانی. ...»


امام صادق(ع) درباره اش فرمودهاند:

«برای هر پدیدهای قلب و دلی است و قلب قرآن، سوره یس است؛ هركس آن را در روز بخواند، در هر روزی كه آن را خوانده، از گرفتاریها مصون و محفوظ است و پر رزق و روزی خواهد ماند و هر كس آن را در شب و پیش از خفتن بخواند، خدا هزار فرشته را بر او میگمارد تا او را از شرارت و وسوسه هر شیطان رانده شده و هر آفتی حراست كنند».


به این ترتیب باید اعتراف كرد كه شاید كمتر سورهای در قرآن مجید دارای این همه فضیلت باشد.

این سوره بیان اصول سهگانه دین است؛ از مساله نبوت شروع كرده، حال مردم را در قبول و رد دعوت انبیا بیان میكند.

بعد از آن منتقل میشود به مساله توحید و آیاتی چند از نشانههای وحدانیت خدا را برمیشمارد؛ سپس به مساله معاد میپردازد و زنده شدن مردم را در قیامت برای گرفتن جزا و جداسازی مجرمان از متقین یادآوری میکند.

در آخر دوباره به همان مطلبی كه آغاز كرده، باز میگردد، خلاصهای از اصول سه گانه را بیان و بر آنها استدلال كرده و سوره را ختم میكند.  پس این سوره شأنی عظیم دارد چون هم بیانگر اصول سه گانه است و هم شاخههایی كه از آن اصول منشعب میشوند.

 

خرامیدن در باغهاى بهشت



 

باغ


پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: در باغهاى بهشت بخرامید!

پرسیدند: باغهاى بهشت چیست؟ فرمود: ذكر خدا در صبح و شب . پس به یاد و ذكر خدا باشید. هر كس كه می‎خواهد بداند، چه قدر منزلتى نزد خداوند دارد، بنگرد كه قدر و منزلت خدای متعال نزد او چقدر است؟ چون خداوند بنده‎اش را همان اندازه قدر مى‎نهد، كه بنده او را .


بدانید كه بهترین و پاكیزه‎ترین و والاترین اعمال نزد خداوند، و بهتر از هر چیزى كه خورشید بر آن تابیده است ، ذكر و یاد خداوند سبحان است.

خداى متعال فرموده است: من همنشین كسى هستم كه یاد من باشد و چه منزلت و ارزشى بالاتر از همنشینى با خداى سبحان .

  • لبخند به  لبهای تو نزدیک            با کنج لبان همه درگیر      

    1. ای پری روی که رخ وا کردی              تو مرا عاشق و شیدا کردی
    2.     
    3.  دلبربایی ننمودی ولی                       سخن خویش هویدا کردی
    4.  
    5.  نرم نرمک ننشستی به چشم             بلکه یکباره به چشم جا کردی      
    6.          
    7. عقل را یکسره یک جا بردی         خویش را در دل من جا کردی
   

برای خود چی می‎پسندی؟

 

گل

 

حضرت علی (علیه‎السلام) می‎فرماید:

 

 آنچه كه براى خود دوست می‎داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه براى خود نمى‏پسندى، براى دیگران هم مپسند. (1)

 

 شرح حدیث:

یك ضرب‏المثل فارسى مى‏گوید: "آنچه به خود نمى‏پسندى، به دیگران روا مدار."  و ضرب‏المثل دیگرى مى‏گوید: "یك سوزن به خودت بزن، یك جوالدوز به مردم." این دو ضرب‏المثل، و دهها ضرب‏المثل دیگر، و شعرها، و كلمات كوتاه و بلند بسیارى كه در زبان و ادبیات ما، در باره همین موضوع صحبت می‎كند، همه، با الهام گرفتن از سخن امام (علیه‏السلام)، و در توضیح و تشریح آن گفته شده و رواج پیدا كرده است.

و منظور از تمام این سخنان، آن است كه درباره یكى از دستورات عمیق و پر معنى اسلام، به شكل‎هاى گوناگون، توضیح داده شود. بر اساس این دستور والا و زندگى‎ساز اسلام، ما انسانها وظیفه داریم كه در هر كارى، رعایت حال دیگران را نیز بكنیم. یعنى همیشه خودمان را به جاى دیگران بگذاریم، و با مردم طورى رفتار كنیم، كه دوست داریم دیگران با ما همانطور رفتار كنند.

كسی كه به مشكلات و ناراحتی‎هاى دیگران اهمیت نمى‏دهد، باید حساب كند كه آیا خودش مى‏تواند همان مشكلات و ناراحتی‎ها را تحمل كند، یا نه، به زبان ساده‏تر باید گفت: هر كس راضى شود كه یك جوالدوز به تن دیگرى فرو رود، باید با انصاف و مروت حساب كند كه آیا خودش حاضر است یك سوزن به تنش فرو رود، یا نه؟

مسلمان مومن واقعى، كسى است كه براى دیگران نیز به اندازه خودش، راحت و آسایش و حق استفاده از مواهب زندگى را بخواهد و اصولا آسایش و خوشبختى خود را، در آسایش و خوشبختى دیگران جستجو كند.

 

 
5 مهر 88 - 20:18
 
    وبلاگ49


کوچک که بودیم چه دل های بزرگی داشتیم ،

                                    اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم !!

     کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را 
 
                                                از نگاهش می توان خواند .

 
 اما اکنون،

 اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد!

 و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم 
 
                                   سکوت پر، بهتر از فریاد تو خالیست!!!

 
     دنیا را ببین...

                            بچه بودیم از آسمان باران می آمد ،

  
                             بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!! 
 
 بچه بودیم،

     دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم
 
                                                     همه می فهمیدند  ،


 بزرگ شده ایم 
 
            درد دل را به صد زبان به كسی می گوییم ...

                                                            هیچ كس نمی فهمد!!!!
 
 
 

احمد شاملو :

عیب کار اینجاست که من "آنچه هستم" را با "آنچه باید باشم" اشتباه میکنم ، خیال می کنم آنچه باید باشم ، هستم ، در حالیکه آنچه هستم ، نباید باشم .

به خاطر داشته باشیم که :

عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم .

راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم .

نگهداشتن دوستان خوب گرانبهاست به سادگی از دست ندهیم .

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم .

طبیعت پر از لطف است نامهربانی نکنیم .

زندگی آسان است آنرا مشکل نکنیم .

دنیا پر از زیبائیست چشمانمان را بسادگی نبندیم .

ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم .

رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم .

 

بر آستانه در گردِ مرگ می بارید

از آسمان شبزده در شب

تگرگ می بارید

و از تمام درختان بید

با وزش باد

برگ می بارید

كه آن تناور تاریخ تا بهاران رفت

به جاودان پیوست

و بازوان بلندش

كه نام نامی او را همیشه با خود داشت

به جان جان پیوست

به بیكران پیوست

 مردان بی ادعا

 

دفاع مقدس
 

آبی تر از آنیـم که بیـرنگ بمـیریم
از شیشه نبودیم که از سنگ بمیریم
مـا آمـده بـودیم تا مــرز رسـیـدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
ما را بکُش و مُثله کن و خوب بسوزان
لایق که نبـودیم در ایـن جنگ بمـیریم
یک جرات پیدا شدن و شعر چکیدن
بـس بود که با آن غزل آهنـگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است
بد خاطره ای نیست اگر لنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شایدکه خدا خواسته دل تنگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد
در غیرت ما نیست که از ننگ بمیریم
هـرگز نکـنم شکـوه و ناله نه گـلایه
الحق که در این دایره خونرنگ بمیریم

پرنده ای به نام انسان

 

پرنده و انسان

 

..فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِی نَفَقًا فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِی السَّمَاءِ ...

چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری (و اعماق زمین و آسمانها را جستجو کنی، چنین کن)

«الأنعام/35»

 

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی.

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم. اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم.

انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممكن بود.

پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی؟

انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید.

پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .

انسان دیگر نخندید. انگار ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی كه نمی دانست چیست. شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی.

پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است . درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نكند فراموشش می شود.

پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا این كه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرشآسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

 

آنگاه خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو ر ا با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی.

راستی عزیزم، بال هایت را كجا گذاشتی؟

انسان دست بر شانه هایش گذ اشت و جای خالی چیزی را احساس كرد .

آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!!!!!

 

برای خدا چه کرده ای؟

 

الله

 

یکی از فرزندان شیخ، نقل می کند: روزی با پدرم به «بی بی شهربانو» رفته بودیم. در راه به مرتاضی برخورد کردیم. پدرم به او گفت:

نتیجه ریاضت های تو چیست؟

مرتاض، خم شد و سنگی را از زمین برداشت. سنگ در دست او به یک گلابی تبدیل شد و او به پدرم تعارف کرد که بفرمایید میل کنید!

شیخ، نگاهی به او کرد وگفت:

این کار را برای من کردی. بگو ببینم برای خدا چه کرده ای؟

آن مرتاض با شنیدن این سخن به گریه افتاد.

 

کتاب کیمیای محبت/محمدی ری شهری

آثار  نیکی به والدین



 

محبت به والدین

در کتاب عظمت یک نگاه (مقام والدین) از مجموعه کتب جوان و زندگی برتر در مورد آثار نیکی به والدین می خوانیم:


1- باعث طول عمر و تاخیر در اجل می شود.

2- رزق و روزی و مال و ثروت را زیاد می کند

3- از ابتلاء به فقر جلوگیری می کند.

4- نگاه با محبت به صورت ایشان عبادت است.

5- از بزرگترین واجبات ، و مهمترین اعمال شمرده می شود.

6- سختی های جان کندن را آسان نموده و انسان را عاقبت به خیر می کند.

7- حساب روز قیامت را آسان می سازد.

8- باعث رضایت و خشنودی خدا می شود.


برای خرید کتاب عظمت یک نگاه (مقام والدین) کلیک کنید

 

 

 

سپیده چو سر زد بهار می آید24.gif

 

نگاهم به در چونکه یار می آید24.gif

 

شکوفه به باغ است یا به صورت یار24.gif

 

گمانم که با هم کنار می آید24.gif

 

زبوی غنچه ی گل مست یا زغنچه ی یار24.gif

 

که در کنار گل بوی یار می آید24.gif

 

زهر طرف مست بلبلان از گل24.gif

 

منم چو بلبل مست چون که یار می آید24.gif

 

قرار و صبر ز بلبل همی رفته24.gif

 

تو گو صبر و یار کی کنار می آید24.gif

 

حدیث بهار است طرف بستان رو24.gif

 

که عشق و یار خود با بهار می آید24.gif

 

24.gif24.gif24.gif24.gif24.gif

 

به دوست سلامی  چون جان و جانی

 

از روز وشب در این ماه دائم به یاد مانی

 

با گردش جهان توبیشتر به دل تو مانی

 

وین روزهای اخربیشتر به یاد مانی

 

با عید شور و شادی با غم دگر نمانی

 

لبخند بر لبانت دائم چنین بمانی

 

تبریک سال نو را از من پذیر جان و جانی

 

 

 

گل رویت چو گلهای بهاری24.gif

 

شكفته گشت با باد بهاری24.gif

 

نسیم فرودین چون از تو بگذشت24.gif

 

مرا مستم نمود  با بی قراری24.gif

 

به باغ روی تو گل سر به زیرست24.gif

 

كه سرخی لبانت شرمساری24.gif

 

گل چشمان تو ما را گرفتار24.gif

 

كه یك دم دیده ام خواهی نخواهی24.gif

 

تبسم بر لبانت نقش بسته24.gif

 

ندانم تو بهاری یا نگاری24.gif

 

به عكس روی تو نقش بهار است24.gif

 

بهار من تویی هم تو نگاری24.gif

 

 

     عید یعنی عاشقی آغاز شد

    24.gif عید یعنی سبزه با گل یارشد

عید یعنی دیدن روی نگار

24.gifعید یعنی بوسه برآن گلعذار

24.gifعید یعنی عاشقی آموختن

24.gifعید یعنی پر کشیدن سوختن

 

من می خوام محو تو باشم همین

عاشق روی تو باشم همین

 

دست در دست تو در ساحل دور

غرق در موی تو باشم همین

 

با صدای تو به شب خواب روم

روز و شب خواب تو باشم همین

 

چه شود شب به سحر ساحل دور

مست از روی تو باشم همین

 

ار شوم کیش برت روز به شب

کیش نه مات تو باشم همین

 

لطف اگر از تو به من جاری شد

غرق در لطف تو باشم همین

 

باد و باران به بهار با هم شد

چتر بر روی تو باشم همین

 


دنبال تو

من به دنبال تو می گردم و بس

شعر از بهر تو می خوانم و بس

 

نظرم چون که به هر سو رود

باز لبخند تو می بینم و بس

 

گاه گاهی که نگاهم بکنی

غرق چشمان تو می گردم و بس

 

عطر در باغ پراکنده شده

بوی مستی ز تو می بینم و بس

 

مستی بلبل باغ علت چیست

زان تبسم ز تو می بینم و بس

 

بارالها تو می دانی و بس

همه را بهر تو می دانم و ب

 هیچ باد
ای که شکر پیش لبت هیچ باد

 

شهد عسل پیش لبت هیچ باد

 

آب حیاتی که بگویند کجاست

 

آب حیات پیش لبت هیچ باد


 صبر و انتظار

روز و شب گرچه مرا یاد تو هست


صبحگاهان وقت افطار نیز هست

 


 گه زنی لبخندُ گه اخم تو هم


باز صبر و انتظار هم نیز هست

 


 گرچه من دائم نگاهم بر تو هست


تو بدان از گوشه چشم نیز هست

 


 می روی باز هم چوآیی در برم


انتظارم را تو دانی نیز هست

 


 همکلام با دیگران گر می شوی


شوق من را تو بدانی نیز هست

 


 با همه اخمی که از تو دیده ام


عاقبت دیدار و وصلی نیز هست


 

 حال من
من همه شعر و غزل بهر تو می خوانم و بس
جلوه روی تو می بینم و مدهوشم و بس

به تمنای وصالت شب و روز منتظرم

تو بگو كی برسم تا كه رخت بینم و بس

موج در گیسوی توست یا كه به گرداب كمند

هر چه باشد مرا خوش كه تو می بینم و بس

شكر لعل لبت به ز خرمای جنوب

 

كه مرا قوت تن شهد لبت بینم و بس

 

گر رسم در بر تو جز به دو چشم نیست مرا

 

كه مرا لعل لب و چشم تو می بینم و بس

 

هر چه خواهی سكوت كن چو باشم بر تو

 

با نگاهم به نگاه تو سخن گویم و بس

 

 

چرا باید نماز خواند؟


نماز

براستی چرا باید نماز خواند؟ این سوالی است که خیلیها به آن دچارند حتی نمازخوانها! متن زیر را بخوانید تا روشن شوید.

 

عبادت، وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمایى است که ما را به کمال مى‌رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن تشویق کرده و یا وادار مى‌کنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى‌خواهند و این امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نیازى ندارند.


آیات و روایات، فلسفه و حکمت تشریع نماز را چنین بیان کرده‌اند:

1. یاد خدا: 1; نماز را برپا دار تا به یاد من باشى.


2. بازداشتن از گناه و زشتیها: 2; همانا نماز ]انسان را در دنیا [از زشتیها و گناه باز مى‌دارد.


3. پاکیزگى روح: . 3;... ]تو[ تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند، هشدار مى‌دهى و کسى پاکیزگى جوید تنها براى خود پاکیزگى مى‌جوید، و فرجام ]کارها[ به سوى خداست.


4. یارى جستن از نماز در مسیر تکامل:4; از شکیبایى و نماز یارى جویید، و به راستى این کار گران است، مگر بر فروتنان.


5. پاک شدن از کبر و غرور: حضرت فاطمة علیها السلام مى‌فرماید: ;5...خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند....


6. رستگارى: 6; به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند.


در حدیثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مى‌گذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در این نهر شست‌وشو کند، آیا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پلیدى خواهد ماند؟!.7


و در حدیثى دیگر امام باقر علیه السلام مى‌فرماید: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى‌ایستد، خداوند رحمان و رحیم به او توجه ویژه مى‌کند.8

 

نمازِ روزانه‌ی انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از این همه نعمت و خوبیهایى است که خداوند به او داده است و نیز ثناگویى و تمجید انسان از این همه زیبایى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هیچ کس براى تعریف و تمجید از یک گل زیبا که در طبیعت روییده است به شما اعتراض نمى‌کند، امّا اگر زیبایى آن را نبینى، نابینایت مى‌شمرند و اگر ببینى و واکنش نشان ندهى و ستایش نکنى سرزنشت مى‌کنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!


در مضمون بعضى احادیث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفت‌وگو مى‌کند و اگر انسان لذت این گفت‌وگو را بچشد، هیچ گاه از حال نماز خارج نمى‌شود.9


راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرین به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى یافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!


نماز
 
 
 
 
 

+نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت23:48توسط محبوبه | |